وب کوچولو

< To Be Or Not To be >

وب کوچولو

< To Be Or Not To be >

سرود آسمانی

دشت می شود پر از گل امید

باغ پر طراوت از هوای او

خانه می شود پر از خیال دوست

کوچه روشن از نشانه های او

 

هر کجا پر از نشاط می شود

با سرود آسمانی اذان

راه تازه ای دوباره تا بهشت

باز می شود به روی مردمان

 

لحظه لحظه می شود تمام شهر

پاک و روشن از سیاهی وبدی

چون بهار پر شکوفه می شود

باغ مسجد از گل محمدی

 

مژده می دهد نسیم صبحدم

لحظه ی برای او سرودن است

باز در هوای مهربانیش

فرصتی برای پر گشودن است

 

از دل من ای کبوتر سپید

سوی شهر آفتاب پر بزن

با خدای مهربان سخن بگو

با خدای خوب و مهربان من

التیام بخش

سکوت , اشک

  و تنهایی و غربت و تیرگی

همه و همه ,حنجره ام را خصمانه می فشارد

آه تلخی در بغضم

و درد عجیبی در اعماق وجودم

وجود سراسر احساسم

غیر از این درد سنگین,

وجود گرم و روشنی را در اعماق قلبم

احساس می کنم;

وجودی که نور است وروشنایی دل ها

آه! تنها اوست گرمی وجود

و به واسطه اوست که به زندگی امیدوارم

و اوست که همه درد هایم را التیام می بخشد.

<< آخــریـن دیدار >>

وقتی که میرفتم

در چشمه سار مردمک هایم

عشقی نمی جوشید

اما چرا,در دشت چشمانت

سـیلاب تند اشـک جاری بود ؟

وقتی که من

آوای رفتن می سرودم

با تمام شوق

آیا امید بازگشتم در خیالت بود

یا آخرین دیدارمان را

گریه می کردی؟

....

..

.

دوستای گلم سلام اگه بخوام بگم تو این مدت کجا بودم باید از کارهای امروزتون بگذرید و حرفهای منو

بخونید.پس خیلی سرتونو درد نمیارم فقط بدونید که روزهای خیلی خوبی بود

هر چند بودن در کنار شما صفای دیگه ای داره.

از دوستانی که در نبود من پیام گذاشتند بسیار سپاسگزارم.